عصر کرد

آخرين مطالب

فانوس ها غروب خورشید را به سوگ نشستند مقالات

فانوس ها غروب خورشید را به سوگ نشستند

  بزرگنمايي:

عصرکرد- شامگاه سه شنبه همزمان با دهم محرم؛ مراسم سوگواری شام غریبان شهیدان کربلا در قروه برگزار شد.

در این مراسم هیئت ها آخرین ناله های خود را در قالب دسته های عزاداری سر دادند و خداحافظی تلخی را با بزرگمرد دشت کربلا و کاروان اسرا داشتند.

دل ها بیقرار تر و چشم ها گریان تر بود؛ چهره غم هم شهر را کامل گرفت و فریاد «وا زینبا» در جای جای شهر به گوش می رسید.

جلوی «خانه امید» نذریهایی برای غریبان آماده شد؛ مؤسسه خیریه ای که با دو هیئت «انصارالعباس و فاطمیون» در این مدت همیار بود و به همت هیئت «انصارالعباس» به تعداد 580 پرس غذا در شام غریبان بین عزاداران و نیازمندان توزیع کرد.

همچنین در هیئت «فاطمیون» هم صدها غذا در کنار برگزاری مراسم شام غریبان توزیع شد و دل های دلتنگ امام حسین و یارانش به سوگ نشستند.

کمی آن طرف تر این هیئت «خادم الحسین» است که بوی صدها پرس غذای نذری اش در دست عزاداران می پیچید... 

با گذر از کوی هیئت ها، دل شهر به کاروان عزاداران حسین وصل است. شهر یکدست روشن به شمع گشته بود و اشک ریزان در فراق شهیدان کربلا گریست.

آیین شمع روشن کردن که یادآور شام تاریک و بدون روشنایی فرزندان اهل بیت امام حسین (ع) است هم به نوعی همدردی با این خاندان تبدیل شده و قروه ای ها امشب را با روشن کردن شمع با زینب کبری (س) به سوگ نشستند.

خطبه های کوبنده و آتشین زینب در شام غریبان قرائت شد و مادران و دختران همه فریاد می زدند «کربلا در کربلا می ماند؛ اگر زینب نبود»...

مردم در این مراسم با روشن کردن شمع و فانوس گردانی برای شهیدان کربلا اشک ماتم ریختند و زنان قروه ای هم با دستار سیاه؛ رهروان زینبی شدند و شمع به دست نوای «بمیرم برای دلت زینب» سر دادند.

در شام غریبان قروه؛ اولین شب دنیا بدون حسین (ع) و یارانش با تابوت و سینی گردانی خیرات روایت شد. روایتی که در آن رقیه به دنبال پدر بود و زینب هم به دنبال رقیه. از هر طرف شهر این شمع های روشن بودند که سخن می گفتند و علم پر از فانوس هم غمگین ترین سمفونی را در شهر می نواخت.

شام غریبان حسینی اشک ریزان شمع هایی بود که پیر و جوان و زن و مرد روشن کرده بودند تا شریک تاریکی خرابه های شام با اسیران کربلا باشند و به یاد بیاورند که مثلث «زر و زور و تزویر» ماندنی نیست... بلکه فنا شدنی است...


نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

جدال نیاز و گرانی در بازار نوشت افزار

ردپای گرانی‌ در بازار لوازم‌التحریر

مهمترین پایگاه جوانان درننله سنندج/مسجد محمدی یک نهادتصمیم سازاست

هیاهو برای هیچ/سد معبر در سنندج همچنان بلاتکلیف است

اعتیاد در دنیای تحصیل کردگان!

زخم حاشیه نشینی بر چهره زیبای سنندج

طرح هادی هدایت‌گر آبادانی روستاها

فانوس ها غروب خورشید را به سوگ نشستند

مرا بپذیر

پای یک زن در میان است

چهار گام دولت برای کاهش بیکاری در کردستان

تب مرغ در کردستان، آش نخورده و دهن سوخته

قلیان؛ خطر شیوع مجدد آسم در کشور را افزایش می دهد

آنگاه بانگ برآمد اینجا کربلاست

روایت موفقیت یک بانوی کارآفرین کردستانی/ ترس مهم ترین مانع موفقیت است

باهم بمانیم

سفر به سرزمین پررمز و راز اورامان/اینجا قطعه‌ای از بهشت زمینی است

تئاترخیابانی کشوردر مسیر بیراهه/نمایش صحنه ای درخیابان اجرامی شود

نی؛ مظلوم ترین ساز ایرانی

بخت گشایان تیره بخت

چرا قیمت خیار یکباره دچار رکود شد؟

تاریکخانه خبری

نقش خود پنداره مثبت در عدم گرایش به مواد مخدر

کتاب هنر خوب زیستن تفکر شما را دگرگون خواهد کرد

دریای اشک، دیوان اشعار مهیندخت معتمدی

گلایه هایی از جنس نمک

گردشگری کردستان خام اما به کام

مرگ در کمین انارستان

دوست دارم ازدواج کنم اما...

چرا ماندن مطبوعات محلی لازم است؟

بی‌تفاوتی به حقوق عمومی در خیابان‌های شهر

نابرابری عرضه و تقاضا/جوجه ریزی در استانهای گرمسیر کاهش یافت

التیام زخم‌های زاگرس

سگ حیوان اصلی حفظ چرخه هاری در مناطق شهری است

پروژه‌ای که بیش از 15 سال است فقط خاک می‌خورد!

نگرانی گندمکاران از تاخیر در پرداخت بهای محصول

خانه امیدواران

مطالبه های کسبه مهاباد برای رونق گردشگری بازار

«پیرمراد» آرزوها را برآورده نمی‌کند

آتش در کمین

تغذیه مداوم با شیر مادر؛ مهم‌ترین عامل کاهش زردی نوزاد است

خشکی هایی که طبیعت را می سوزاند

«هه ره وز» رسمی برای مشارکت

نگاهی بر مطبوعات کردستان در هفته چهارم تیر

آخرین بازدید خیلی وقت پیش

عاشقانه های دانشجویی

حج فقرا

شورِ آب

زهر افعی

حلقه دام بلا