عصر کرد

آخرين مطالب

نرمی دل برابر نرمی استخوان، عشق پنج ساله برای دانش اندوزی مقالات

نرمی دل برابر نرمی استخوان، عشق پنج ساله برای دانش اندوزی

  بزرگنمايي:

عصرکرد- بیراه نیست که معلمی را بی نهایت دلدادگی، فداکاری، ایثار و از خودگذشتگی توصیف کرده اند، این فداکاری و گذشت آنجا بیشتر نمایان می شود که یک معلم در روستایی دیگر تدریس می کند اما بدون هیچ چشمداشتی، پنج سال است هر روز با عشق و علاقه همراه با 2 فرزندش راهی خانه یک کودک بیمار در روستایی دیگر می شود تا علم و دانش را به او بیاموزد.
این دانش آموز که بخاطر نقص جسمانی از راه رفتن محروم است با اقدام معلم فداکارش از نعمت خواندن و نوشتن محروم نیست.
هر روز داستان فداکاری معلمان زیادی را در اقصی نقاط کشور و حتی خارج کشور می شنویم اما داستان فواد محمدی معلم نمونه، با اخلاق و ایثارگر سروآبادی را کمتر کسی شنیده و دیده است.
کومار امانی از اهالی روستای کُرآباد بخش مرکزی شهرستان سروآباد از 6 ماهگی به بیماری راشیتیسم یا نرمی استخوان مبتلا شده و از آن زمان تاکنون که 11 ساله است زیر مراقبت پزشکان قرار دارد ولی توان راه رفتن ندارد.
پدر این کودک می گوید: پسرم از 6 ماهگی به بیماری راشیتیسم (نرمی استخوان) مبتلا شد و زمانی که هفت سالش شد او را بر روی دوش خودم برای ثبت نام به مدرسه بردم و به مدیر مدرسه گفتم که دچار بیماری راشیتیسم است و قادر به راه رفتن نیست و اکنون نمی دانم برای تحصیلش چه کنیم.
اسعد امانی افزود: مدیر مدرسه گفت برای تحصیل فرزندم در مدرسه نمی تواند کاری انجام دهد و این امکان وجود ندارد که یک معلم اختصاصی هم برای او در نظر بگیریم که هر روز به منزل شما بیاید مگر اینکه او را به مدرسه بیاورید.
وی ادامه داد: پسرم قادر به بیرون رفتن از خانه نیست و همه کارهایش را در منزل انجام می دهد و برای اینکه از درس و مدرسه و دوستانش عقب نیفتد تصمیم گرفتیم یک معلم خصوصی برای او بگیریم ولی نه کومار شوق و علاقه به درس خواندن داشت و نه معلمان خصوصی حاضر بودند به خانه ما در روستای صعب العبور برای تدریس فرزندم بیایند.
امانی افزود: آموزش و پرورش سروآباد نیز چند بار پیگیر وضعیت فرزندم بودند و می خواستند هر طوری شده او را به مدرسه بیاوریم تا در کنار دوستانش درسش را ادامه دهد اما این کار شدنی نبود چون باید او را بر روی دوش خودم به مدرسه می بردم و تا آخر کلاس درس نزد او می ماندم که برایم غیر ممکن بود.
وی گفت: همه خانواده ناامید شده بودیم تا اینکه آقای محمدی که با وجود سختی راه و سکونت در روستایی دیگر با عشق و علاقه به صورت داوطلبانه و بدون چشمداشت مالی به همراه 2 فرزندش به خانه ما برای تحصیل کوُمار آمد و الان فرزندم از نعمت خواندن و نوشتن بهره مند است.
این معلم فداکار نیز در این خصوص به خبرنگار ایرنا می گوید: نزدیک مهر بود که آمار دانش آموزان کلاس اولی را می نوشتیم متوجه شدیم یک نفر کمتر ثبت نام شده است.
فواد محمدی افزود: با والدین این کودک تماس گرفتیم که بلافاصله پدر این دانش آموز به مدرسه آمد و در حالیکه فرزندش بر روی دوشش بود، گفت بدلیل بیماری راشیتیسم (نرمی استخوان) فرزندش قادر به راه رفتن و حضور در مدرسه نیست.
وی اضافه کرد: با توجه به اینکه مدرسه روستای کرآباد به صورت مجتمع بود و این امکان وجود نداشت برای این دانش آموز معلم اختصاصی در نظر بگیریم چاره کار فقط استخدام یک معلم خصوصی توسط والدینش بود.
محمدی اظهار داشت: سال آینده در روستای چشمیدر که با روستای کرآباد تقریبا یک ساعت فاصله داشت، تدریس می کردم ناگهان به فکر آن دانش آموز معلول افتادم و با پدرش تلفنی صحبت کردم و جویای حال فرزندش شدم.
این معلم فداکار و دلسوز افزود: پدر این دانش آموز گفت سال اول برای فرزندش یک خانم پیش دبستانی استخدام کرد که ماهیانه مبلغی به او پرداخت کند اما بعد از چند ماه این خانم گفت کودک قادر به یادگیری نیست و خودش نیز قادر به تردد مسیر نیست به همین دلیل از تدریس به او منصرف شد.
وی اضافه کرد: تصمیم گرفتم خودم تدریس این کودک را بر عهده بگیرم به همین دلیل اولین کار این بود که در همان روستا سکونت داشته باشم و از سکونت در روستای محل خدمتم یعنی چشمیدر منصرف شده و برای تدریس دانش آموزان آن روستا تردد کنم.
محمدی یادآور شد: قبل از من نیز یک معلم دیگر به نام فرهاد رحمانیان چند ماهی مشغول تدریس به این کودک بود اما فایده ای نداشت بنده نیز بعد از 2 ماه فهمیدم که این دانش آموز قادر به یادگیری نیست و هر چه تلاش می کنم به او خواندن و نوشتن یاد دهم، نتیجه ای ندارد.
وی افزود: خودم 2 فرزند 2 قلو به نام های سراج و معراج دارم آن زمان در مقطع پیش دبستانی تحصیل می کردند، چاره ای به ذهنم رسید و اینکه فرزندان خودم را به خانه این کودک بیاورم تا شاید او با دیدن هم سن و سال های خودش شوق خواندن و نوشتن پیدا کند.
این معلم فداکار گفت: دقیقا بعد از یک ماه متوجه شدم این کودک با دیدن فرزندانم که هم سن و سال خودش بودند، شور و اشتیاق زیادی برای خواندن و نوشتن پیدا کرده و در کنار فرزندانم خوشحال و مشغول بازی کردن می شد و روز به روز پیشرفت می کرد.
وی افزود: هر روز بعد از اتمام تدریس در روستای چشمیدر به روستای کرآباد بر می گشتم و بلافاصله با فرزندانم به خانه کومار می رفتیم و هر روز 2 تا سه ساعت مشغول تدریس به این دانش آموز بودم.
محمدی اضافه کرد: همان سال فرزندان خودم پیش دبستانی بودند ولی در کنار کومار که کلاس اول بود بیشتر درس خواندند تا اینکه سال گذشته به صورت جهشی یک مقطع را با موفقیت پشت سر گذاشته و اکنون با کومار همکلاس هستند.
وی تاکید کرد: اکنون کومار امانی یک دانش آموز موفق و با استعداد در همه درس هایش است و در پایه پنجم ابتدایی تحصیل می کند.
به گفته این معلم فداکار، وی مدت چند سالی است بخاطر این دانش آموز ساکن روستای کرآباد شده تا او از تحصیل علم و دانش بی نصیب نباشد.
وی افزود: امسال بنا بدلایلی در شهر سروآباد ساکن شدم ولی هر روز بعد از تدریس همراه با 2 فرزندم به خانه کومار می رویم.
سرپرست آموزش و پرورش شهرستان سروآباد نیز در این خصوص به خبرنگار ایرنا گفت: کاری که این معلم فداکار و دلسوز انجام داد، بسیار ارزشمند، خداپسندانه و از نظر ارزش مالی غیر قابل جبران است.
احمد مرادی افزود: آقای محمدی بدون هیچ هزینه ای که آموزش و پرورش برای او پرداخت کند، هر روز همراه با فرزندانش به منزل این دانش آموز می رود و با ایثار و از خودگذشتگی او، اکنون این دانش آموز در پایه پنجم ابتدایی مشغول تحصیل است.
وی یادآور شد: ما نمی توانستیم یک معلم اختصاصی برای یک دانش آموز در نظر بگیریم که هر روز به منزل او برود ولی از خودگذشتگی این معلم دلسوز باعث شد این دانش آموز از تحصیل باز نماند.
وی اضافه کرد: در روستاهای کرآباد، دگاگا و نیاباد دانش آموزان استثنایی هستند که یک معلم برای آنها در نظر گرفته ایم ولی با توجه به شرایط خاص این دانش آموز که قادر به راه رفتن نیست، امکان نداشت حتی در کلاس های درس حضور پیدا کند.
سرپرست آموزش و پرورش تاکید کرد: آقای محمدی به معنای واقعی یک معلم دلسوز، فداکار، مهربان و ایثارگر است که پنج سال است بدون هیچ چشمداشتی و حتی یک ساعت اضافه کاری هر روز بعد از پایان تدریس با وجود خستگی زیاد به منزل این دانش آموز می ورد و به او خواندن و نوشتن می آموزد.
گاهی اوقات فداکاری و ایثار را نمی توان معنا کرد، فداکاری و ایثارگری معلمان برای ادامه تحصیل دانش آموزان در هر شرایطی یکی از زیباترین جلوه‌های تعلیم و تربیت و حکایت مردانی است که سرمشق زندگی‌ شان صبر و مقاومت، ایثار و مهربانی است.
از خود گذشتگی فواد محمدی این معلم دلسوز و فداکار در قلب‌ مردم منطقه ثبت شده و هیچ‌گاه از اذهان فراموش نمی‌شود.
معلمی شغل نیست، هنر، عشق، محبت، ایثار و فداکاری است، معلم آیینه تمام نمای عشق و پیامش چراغ راه زندگی است، آری معلم اندیشیدن، صبر و وفاداری را به دانش آموزان می آموزد.
شهرستان سروآباد با 2 بخش مرکزی و هورامان، 73 روستا و جمعیت 50 هزار نفری در فاصله 90 کیلومتری سنندج مرکز استان کردستان واقع شده است.





نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

تغذیه مداوم با شیر مادر؛ مهم‌ترین عامل کاهش زردی نوزاد است

خشکی هایی که طبیعت را می سوزاند

«هه ره وز» رسمی برای مشارکت

نگاهی بر مطبوعات کردستان در هفته چهارم تیر

آخرین بازدید خیلی وقت پیش

عاشقانه های دانشجویی

حج فقرا

شورِ آب

زهر افعی

حلقه دام بلا

مروری بر نشریات محلی کردستان در سومین هفته تیر

آیا باکتری های روده‌ای بر شکل‌گیری مغز کودکان تاثیر دارد؟

تالار مرکزی سنندج در برزخ وعده های عملی نشده/سال 99 افتتاح می شود

چراغ خاموش روزنامه ها در بانه

حرکت پرشتاب برای تداوم توسعه استان ها

تداوم کمک رسانی به سیل زدگان تا رفع مشکلات

مشاهیر پل دوستی و اعتماد میان ملت‌ها هستند

مروری بر رسانه های کردستان در هفته دوم خرداد

تعیین هوشمند مقصد سفر به جای گرفتاری 15 ساعته در ترافیک شمال

سردشت نخستین شهر قربانی سلاح شیمیایی در جهان

مروری بر رسانه های کردستان در هفته اول تیر

قُل قُل طلا در قلقله ی سقز

توهم پرآبی

انصاف اصناف

توت فرنگی به خروار، صنعت به مثقال

ماست احتمال ابتلای مردان به سرطان روده را کاهش می‌دهد

گذر از تابستان داغ با مدیریت مصرف انرژی

مرز باشماق همچنان اسیر مشکلات/وعده ها به سرانجام نمی رسد

نامه‌ای برای طلب شهادت ازخدا/دعایی که برای چمران کردستان اجابت شد

کنگره 5400 شهید کردستان؛ روایتگر رشادت‌های دلیرمردان کُرد

شهیدی که همواره بر تعداد یاران انقلاب می‌افزود

نگذاریم چراغ ها خاموش شوند

بهت نظاره به سیر اجاره

فقط «خون» جایگزین «خون»»

پالان از اسب افتاد

زندگی پلاستیکی؛ مرگ محیط زیست

راه های کاهش سرقت و حفاظت از اموال

شب نشینی شته ای سنندجی ها

کابوسی تمام نشدنی در جاده های کردستان/نفت کش ها بی ترمز می رانند

سرگردانی مدارس طبیعت

زیرساخت مخابراتی مشوق توسعه گردشگری روستایی

شاخه‌های بلوط آشیانه لک لک‌ها

درد دل با «به‌به»

نویسنده کتاب هستم، لطفا حمایتم کنید

شهید "هوشنگ رمضانزاده" با قرآن کریم همواره مانوس بود

روزی که مسیح کردستان به شهادت رسید

اهدای عضو؛ تولدی دوباره

شهیدی که در مقابل تیرهای بی امان دشمن سر خم نمی کرد

زنانی با دل های کبود

دردِ با نمک