عصر کرد

آخرين مطالب

بخشنده کوچک مقالات

بخشنده کوچک

  بزرگنمايي:

عصر کرد - سنندج - در روزگاری که همه از نداشتن و گرانی می نالند شاید کمتر کسی به این فکر بیفتد که نیمی از دارایی خود را به دیگری ببخشد.
  کسی فکرش را هم نمی کرد شاگرد شلوغ کلاس سوم دبستان معلم شهر مریوان، دست به کاری بزرگ بزند که شاید در نظر برخی ها کوچک باشد.
ئاکام حسینی 9 سال دارد و همه او را از شلوغی اش در مدرسه می شناسند، البته از جنس همان شلوغی های مختص پسر بچه ها که همه کم و بیش برایمان آشنا است.
مدرسه که آغاز شد تا یک ماه اول ئاکام از بوفه مدرسه فقط یک خوراکی می گرفت اما از ماه دوم به بعد او همیشه دو خوراکی در دست داشت.
اواخر ماه سوم سال تحصیلی، همه بچه ها خسته از شیطنت زنگ تفریح، سر کلاس درس حاضر شدند، ئاکام اما خسته نیست، این پسر جنب و جوش عجیبی دارد، معلم چند بار می گوید ساکت باشد اما او هر از گاهی دور از چشم معلم، کار خودش را می کند.
درس شروع می شود، موضوع درس درباره بخشش و فداکاری است، معلم از بچه ها می خواهد تا هر کدام درباره کاری که انجام داده اند، صحبت کند.
نوبت به ئاکام که می رسد سرش را پایین می اندازد، بچه ها می گویند او فقط شلوغ کاری بلد است، اولش حرفی نمی زند اما وقتی اصرار بچه ها را می بیند، پرده از راز سر به مهرش بر می دارد.
** قهرمان کلاس من
اشک در چشم معلم حلقه بسته است، آقای ابراهیمی فکرش را هم نمی کرد که شاگرد شلوغ کلاسش اینقدر بزرگ شده باشد.
می گوید: ئاکام قهرمان کلاس من است.
درباره ماجرای آن روز از بچه هایی سخن می گوید که هر کدام لباس ها و چیزهایی را که لازم نداشتند را بخشیده بودند.
اصرار می کند تا ئاکام هم از بخشش و فداکاری هایی که داشته بگوید، شاگرد شلوغ کلاس اکنون سر به زیر شده و دل دل می کند که از کارش بگوید یا نه، دلش را به دریا می زند و ...
او اما منتظر شنیدن کاری به این بزرگی نبود، اگر هم چنین انتظاری داشت، شاید ئاکام در ذهنش جایی نداشت، بعدها که با خانواده ئاکام صحبت کرد، آنها هم از این کار پسرشان بی خبر بودند.
** می خواستم خدا راضی باشد
از اینکه پولم کم می شود، ناراحت نبودم چون می خواستم خدا از من راضی باشد، این را ئاکام پشت تلفن در پاسخ به سوالم در خصوص هدف از کارش گفت.
از خانواده اش که می پرسم می گوید: پدرم کارگر است و روزی یک هزار تومان پول تو جیبی به من می دهد.
درباره کارش که می پرسم، همان دو دلی سر کلاس سراغش می آید و بعد از چند دقیقه می گوید: 500 تومان از پول تو جیبی ام را به دوستم می دادم که در کلاس دیگری است.
درباره دوستش می گوید: او رفیق پسر عمویم بود که از این طریق با هم دوست شدیم، دوستم مادر ندارد و پدرش هم فقیر است، من نمی خواستم او از اینکه نمی تواند از بوفه مدرسه خوراکی بخرد، ناراحت باشد.
ئاکام آرزو دارد در آینده دکتر یا خلبان شود، به هر کدام از آرزوهایش هم که برسد، دوست دارد به فقرا و آنهایی که ندارند، کمک کند.
درباره خانواده اش از مدیر مدرسه که سوال کردم، آنها از خانواده ای متدین و با شخصیت در شهر مریوان هستند.
قطعا تربیتی که درست و اصولی باشد، می تواند از پسر بچه ای شلوغ، بخشنده ای بزرگ بسازد، هنوز هم غیر از آقای معلم، کسی نمی داند دوستی که ئاکام به او کمک می کرد، نامش چیست.





نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

روی دیگر باران

هنر، نوشدارویی بر نظام سلامت

پوشش همگانی سلامت برای همه در هر مکان

زاگرس در کابوس سال 99

شما که غریبه نیستید

چتر مرگ

بانه سرزمین جاذبه های طبیعی و تاریخی

عروس بانه در انتظار رخت سیاه

ویترین تاریخ و فرهنگ کُردها

گذری بر حمام تاریخی سقز که به موزه تبدیل شد

زندگی از کف ماهی قرمز سُر خورد

روستاهای بکر کردستان، مقصد خوبی برای گردشگران نوروزی

صدای آشنای مشاور

دلهره نان

پالنگان؛ ماسوله ای بر قامت کوه های کردستان

دالانی به تاریخ مطبوعات کردستان از قاجار تا امروز

از جان کلاغ ها چه می خواهیم؟ - کلثوم مومنی*

رنگ و لعاب های قاچاق

عناب بنوشید تا راحت‌تر بخوابید

اجلاسیه 464 شهید در قروه برگزار شد

والیبال مریوان در یک قدمی لیگ برتر

نرمی دل برابر نرمی استخوان، عشق پنج ساله برای دانش اندوزی

آیا گره کور گرانی گوشت به دست مسئولان باز می شود؟

مسجد"دارالاحسان"سنندج شکوه معماری دوران قاجار

کردستانی‌ها آماده خلق حماسه ای دیگر در ٢٢ بهمن

لزوم توجه به محیط زیست در مدارس

زخم حاشیه نشینی بر چهره زیبای سنندج

پایان عمرنفت و هیزم در مرز

با سد آهنین صبر؛ بیشترین سود را از روابط سالم کسب کنیم

«کتاب صفر تا یک» یادداشت‌های شروع کار یا چگونگی ساختن آینده

تزریق مایع حیات در کالبد زمین

طلوع امید بخش زندگی

عکس خوب، همچون سیلی برای بیدار کردن مخاطب است

احساس گناه می‌‌تواند ناشی از اتفاقات دوران کودکی باشد

مین؛ سلاح ترسوها

حواس‌پرتی و کاهش تمرکز نشانه‌ افسردگی است

اینجا کردستان، سرزمین مجاهدت های خاموش

پاکـانِ بیکار

خوراکی‌هایی که زمستان را گرم می‌کنند

روابط عمومی در پستوی اندیشه مدیران اجرایی - امید بهمنی*

تلاش در راستای رفع مشکلات روستاهای قروه به دور از جلوه های نمایشی

لباس کُردی از گذشته تا امروز...

دوئل نفت و آتش مقابل نیمکت ها

«آلی» که دیگر نیست

"نگارگری" اصیل ترین هنر ایرانی – اسلامی

اختلالات رفتاری کودکان/ راهنمای عملی درمان مشکلات رفتاری

استان کردستان در دام محرومیت

سفره دل بدر و پریشان آرام است

یار مهربان خمار شراب روحانی

از رنجی که می بریم - افسانه گلباغی *