عصر کرد

آخرين مطالب

تجلی خوشنویسی در کُنج دستفروشی مقالات

تجلی خوشنویسی در کُنج دستفروشی

  بزرگنمايي:

عصر کرد - سنندج - در گوشه ای از یکی از خیابان های پرتردد شهر نشسته و مشغول دستفروشی است، همه چیز دارد از جوراب مردانه و زنانه و انواع لوازم التحریر گرفته تا بند کفش و کش مو، در این میان اما، ذوق هنری اش را نیز می فروشد.
از همان دوران کودکی و زمانی که خواندن و نوشتن را یاد گرفت از هر فرصتی برای نوشتن کلمه ای، جمله ای و یا مطلبی به خط خوش استفاده می کند، هر کاغذ باطله ای که دم دستش می آید چیزی بر روی آن می نویسد.
کلاس خوشنویسی نرفته، استادی هم نداشته که نحوه در دست گرفتن قلم نی و کشیدن خط بر روی کاغذ گلاسه را به او یاد دهد، اما عاشق نوشته های اساتید بزرگ خوشنویسی است و از روی این نوشته ها تمرین می کند.
دیپلمش را که می گیرد شرایط مالی خانواده اجازه نمی دهد ادامه تحصیل دهد و به ناچار وارد بازار کار شده و به کارگری مشغول می شود، خستگی های روزانه ناشی از سختی کار نیز نمی تواند او را از علاقه اش به هنر دور کند.
شب ها که خسته از سرکار بر می گشت اولین چیزی که به سراغش می رفت قلم نی اش بود، صدای جیرینگ جیرینگ قلمش بر روی کاغذ دلنوازترین آهنگی است که در ذهن و فکرش حک شده است.
نامش علی است و اکنون 53 بهار از عمرش می گذرد، در تمام این سال ها با کارگری زندگی اش را گذرانده و چند سالی است بدلیل کمر درد نمی تواند کارهای سنگین انجام دهد.
در طول این سال ها علاوه بر بیماری با مشکلات زیادی در زمینه های خانوادگی و روحی و روانی مواجه بوده اما با وجود تمام دغدغه هایی که داشته هیچگاه نتوانسته از استعداد خدادادیش که همان خوشنویسی است، غافل شود.
یکسالی است بدلیل مشکلات مالی و اقتصادی به دستفروشی روی آورده و گوشه ای از یکی از خیابان های پرتردد شهر سنندج پاتوقش شده است.
همزمان با بالا آمدن آفتاب از خانه بیرون می زند و بساطش را در جایگاه همیشگی پهن می کند، در میان بساطش همه چیز هست اما در این میان چیزی که بیشتر از همه جلب توجه می کند نوشته زیبایی به خط خودش است.
در میان لوازمی که می فروشد، بر روی کاغذ گلاسه ایی جمله ای با خطی زیبا نوشته شده که توجه هر رهگذری را به خود جلب می کند و ناخودآگاه می ایستی و برای چند لحظه جلوی بساطش مکث می کنی.
از صبح زود که به این محل می آید تا پاسی از شب همانجاست و حتی برای نهار و استراحت هم به منزل بر نمی گردد، در تمام این ساعت ها مگر اینکه مشتری داشته باشد و گرنه مدام سرش بر روی کاغذ خوشنویسی اش خم شده و مشغول نوشتن است.
در یکی از همین ساعت هایی که مشغول نوشتن بود، دیدمش، برای چند لحظه ایستادم و بالا و پایین آمدن قلم بر روی کاغذ را نگاه کردم، به خیال اینکه مشتری ام سرش را بلند کرد اما وقتی فهمید به خطش خیره مانده ام بی خیال شد گویا اینگونه حرکات برایش عادی بود.
چند روزی که گذشت به سراغش رفتم و برای چند دقیقه ای به شرح حال زندگی و کار و هنرش گوش سپردم و از لابلای حرف هایش متوجه شدم نوشته هایش را نیز در صورتی که مشتری بخواهد، با قیمتی نازل می فروشد.
وی می گوید: رهگذرانی که از این مسیر رد می شوند در عین خرید چیزی وقتی نوشته هایم را می بینند سفارش کار می دهند، یا خود متنی را آماده کرده و یا اینکه از میان متن های خودم یکی را انتخاب می کنند تا برایشان بنویسم.
همیشه آروز داشتم این استعداد ذاتی ام را با شرکت در کلاس های مختلف و شاگردی اساتید برجسته بسط دهم اما هیچگاه زمینه برایم فراهم نشد و مشکلات اجازه تحقق آرزوهایم را نداد.
از او می پرسم چه چیزی می نویسد که مادام سرش پایین است، می گوید: در تمام این سال ها تمام خوشی ها و ناخوشی ها، مشکلات و شکست های زندگی ام را بروی کاغذ آورده و با این کار احساس آرامش می کنم.
علی آقا گاهی قطعه شعری از شعرای مورد علاقه اش را بر روی کاغذ می نویسد و این روزها نوشته هایش را بین پنج تا 10 هزار تومان به مشتریان عرضه می کند.
به گفته خودش مشتری دست نوشته هایش بیشتر از سایر اقلامی است که در بساطش وجود دارد هر چند معتقد است تنها دلیل نوشتن علاقه ای است که به این هنر دارد و اینکه مردم به هنرش توجه دارند بیشتر از هر چیزی خوشحالش می کند.
علی آقا با بیان اینکه هر چند خودم را یک هنرمند نمی دانم اما برای یک هنرمند هیچ چیزی به اندازه توجه به هنرش باعث خوشحالی نمی شود.
وی گوید: از ما که گذشت اما امیدوارم، مسئولان و متولیان فرهنگی جوانانی که دارای استعدادهایی در زمینه های مختلف هستند را مورد حمایت قرار داده و شرایط را برای شکوفایی استعدادشان فراهم کنند.
بی شک در گوشه گوشه این شهر علی های زیادی هستند که توانایی ها و استعدادهایشان بدلایل مختلف مغفول مانده است و حتی در میان آنان شاید افرادی باشند که نه تنها هنرشان بلکه خودشان نیز در جامعه فراموش شده اند.
امید می رود مسئولان و متولیان امر به جوانان و استعدادشان توجه بیشتری نشان داده و زمینه های لازم را برای بروز و ظهور این استعدادها فراهم کنند تا در آینده جامعه نیز از هنر و ذوق آنان بهره ببرد.





نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

شهیدی که همواره بر تعداد یاران انقلاب می‌افزود

نگذاریم چراغ ها خاموش شوند

بهت نظاره به سیر اجاره

فقط «خون» جایگزین «خون»»

پالان از اسب افتاد

زندگی پلاستیکی؛ مرگ محیط زیست

راه های کاهش سرقت و حفاظت از اموال

شب نشینی شته ای سنندجی ها

کابوسی تمام نشدنی در جاده های کردستان/نفت کش ها بی ترمز می رانند

سرگردانی مدارس طبیعت

زیرساخت مخابراتی مشوق توسعه گردشگری روستایی

شاخه‌های بلوط آشیانه لک لک‌ها

درد دل با «به‌به»

نویسنده کتاب هستم، لطفا حمایتم کنید

شهید "هوشنگ رمضانزاده" با قرآن کریم همواره مانوس بود

روزی که مسیح کردستان به شهادت رسید

اهدای عضو؛ تولدی دوباره

شهیدی که در مقابل تیرهای بی امان دشمن سر خم نمی کرد

زنانی با دل های کبود

دردِ با نمک

مدیرانی که موجب رونق رسانه های غیر رسمی می شوند - امید بهمنی*

ویراژ آفرود در مهمترین تفرجگاه سنندجی ها

فتوای تاریخی آزادی بازی تخته نرد

قلم عشق بر صفحه نور

کهنسال‌ترین درختان کردستان را بشناسیم

اجرای «مستخدم ماشینی» در قروه/تصویری از ترس و تهدید

شیلات کردستان در یک قدمی توسعه

مهمانی خدا...

آفات کشاورزی در کردستان توسط 170 ایستگاه پیش آگاهی رصد می‌شود

قُل قُل طلا در قلقله ی سقز

آن ماه رمضان

شوراها از مردم برای مردم

"ما جوانان می توانیم"

بهار گیاه خواری با عطر طبیعت

اردیبهشت منفی صفر درجه

کتابخوانی و پاسداشت فرهنگ کردستان

موجی که بر سیل سوار شد

131 درصد مصوبات سفر سال 94 رئیس جمهور به کردستان محقق شد

روی دیگر باران

هنر، نوشدارویی بر نظام سلامت

پوشش همگانی سلامت برای همه در هر مکان

زاگرس در کابوس سال 99

شما که غریبه نیستید

چتر مرگ

بانه سرزمین جاذبه های طبیعی و تاریخی

عروس بانه در انتظار رخت سیاه

ویترین تاریخ و فرهنگ کُردها

گذری بر حمام تاریخی سقز که به موزه تبدیل شد

زندگی از کف ماهی قرمز سُر خورد

روستاهای بکر کردستان، مقصد خوبی برای گردشگران نوروزی