آخرين مطالب

بوکه بارانه آييني با قدمت تاريخ در کردستان مقالات

بوکه بارانه آييني با قدمت تاريخ در کردستان

  بزرگنمايي:

fiogf49gjkf0d
کردانلاين- آيين زيباي باران خواهي يکي از سنت هاي قديم ايران به عنوان ميراث ناملموس در سال 2014 ميلادي نامزد ثبت جهاني در يونسکو شد، اين آيين در مناطق کردنشين با عنوان "بووکه بارانه" (عروس باران) هنوز هم به طور کلي رنگ نباخته و در برخي از مناطق روستايي در هنگام بروز خشکسالي و کاهش باران با شور و اشتياق خاصي برگزار مي شود. بوکه بارانه عروسکي باستاني در ميان مردم مناطق کردنشين، نمادي براي دفع بلاي خشکسالي، عروسکي براي دعا و نيايش جمعي مردم به درگاه پروردگار، تقويت روحيه تعاون و سهيم شدن کودکان در فرهنگ رسوم و باور جامعه بود و در آن عروسکي را به شکل صليب درست کرده و آيين آن با شرکت کودکان و بويژه دختر بچه ها و به صورت دسته جمعي برگزار مي شد. در اين آيين که از اسمش هم پيداست، يک عروسک (بووک) به نمادي براي گرد هم آمدن کودکان تبديل مي شود و کودکان براي ساختن آن از يکي از مادران و يا مادربزرگان خوش سليقه کمک مي خواهند. براي ساخت بووکه بارانه (ايزدبانوي آب ها) يک قطعه چوب بزرگ با پارچه هايي با رنگ هاي شاد پوشانده مي شود و به عنوان نمادي از زيبايي و پاکي، پيشاهنگ کودکان روستا مي شود. دسته هاي 15 الي 20 نفري از کودکان و بويژه دختران، بووکه بارانه را در کوچه هاي روستا مي گردانند و با زدن در خانه ها وارد حياط شده و همه با هم شروع به خواندن اين شعر مي کنند "بووکه بارانه ئاويي ده وي، ئاويي نيو ده غلاني ده وي، هيلکه باروکاني ده وي، ده رزي گه وره کچاني ده وي" (عروس باران آب مي خواهد، آب را براي غلات مي خواهد، تخم تازه مرغ را مي خواد، سنجاقک دختران دم بخت را مي خواهد). يکي از افراد خانواده که معمولا مادر يا مادربزرگ ضمن اينکه هدايايي از جمله تخم مرغ، پول و يا گردو را در بين کودکان تقسيم مي کرد، مقداري آب را روي بووکه بارانه نيز مي ريخت و چند سنجاقک را روي دستمال و يا قسمتي از لباس بووکه بارانه مي زد. با توجه به اينکه اين آيين معمولا با شروع فصل گرما و کاهش بارندگي ها برگزار مي شد، آبي که روي بووکه بارانه ريخته مي شد، لباس هاي حمل کنندگان آن را نيز خيس مي کرد و به همين دليل براي رفتن به خانه اي ديگر دسته اي ديگر از کودکان حمل بووکه بارانه را بر عهده مي گرفتند. با رفتن بووکه بارانه به هر خانه اي، کودکان آن خانه نيز به کاروان عروس باران ملحق مي شدند و موقعي که بووکه بارانه تمام خانه هاي روستا را مي گشت، تعداد کودکان آنقدر زياد مي شد که ديگر دادن هديه به آنها مشکل بود و تنها حمل کنندگان بووکه بارانه هديه دريافت مي کردند. گاهي حمل بووکه بارانه آنقدر طرفدار داشت که کودکان براي حمل آن رقابت شديدي با هم مي کردند و حتي از خيس شدن تمام لباس هايشان نمي هراسيدند. کاروان بووکه بارانه سپس به مسجد روستا، يا يکي از اماکن مذهبي يا سر مزار شخصيت هاي ديني مي رفت و همه با هم براي بارش باران دعا مي کردند و سرانجام هديه هاي بووکه بارانه را در بين خود تقسيم کرده و بووکه بارانه را به کنار رودخانه و يا چشمه بزرگ روستا مي بردند. بووکه بارانه در طول ميسر حرکت و حتي پس از پايان اين آيين نيز از احترام و جايگاه خاصي برخوردار بود و پارچه ها و سنجاقک هايي که به وي هديه شده بود را کسي نمي کند و تا بارش باران همچنان به صورت ايستاده در مکاني از وي نگهداري مي شود. صلاح پايانياني از نويسندگان و محققان کرد در کتاب " ئه ده بياتي زاره کي موکريان" (ادبيات محاوره اي مکريان) و در بخش کودکان به آيين بووکه بارانه اشاره کرده و آن را يکي از آيين هاي مناطق کردنشين (منطقه مکريان) در هنگام وقوع خشکسالي معرفي کرده است. وي ادامه داده: در ايام قديم و در برخي مواقع با برگزار کردن اين آيين اينقدر باران باريده که مردم از وقوع سيل ترسيده و بووکه بارانه را از جايي که قرار دادن، برداشته و به مکان ديگري منتقل کردند. پايانياني در ادامه توضيح اين آيين به اشعاري که کودکان هنگام برگزاري اين آيين مي خوانند نيز اشاره کرده که از جمله " هه ياران و مه ياران، ره بي بباري باران، قه ومي حه سه ن و حوسينان، هه مووي قر بوون له تينووان" ( همه ياران و نا ياران، خدايا باران ببارد، قوم حسن و حسين ها، همگي تشنه هستند). يک کارشناس مسايل فرهنگي نيز در خصوص آيين بووکه بارانه گفت: اين آيين به عنوان يک آيين قديمي و کهن (آيين ميترايي) جايگاه خاصي در بين مردم داشته و آن را يکي از راه هاي مقابله با بلاياي طبيعي از جمله خشکسالي مي دانستند. کمال محمدي افزود: اين آيين در مناطق مختلف از تنوع هاي زيادي در تزيين بووکه بارانه، اشعار محاوره اي آن و حتي نوع هديه هايي که به شرکت کنندگان مي دادند، برخوردار بود و حتي برگزاري آن در مناطق کوهستاني و دشت تفاوت داشت. وي اضافه کرد: مردم ساکن در مناطق کوهستاني هديه هاي خاصي از جمله گردو و تخم مرغ را به کاروان بووکه بارانه مي دادند و در حالي که در مناطق دشت هديه اي ديگري از جمله سکه و نقل و شيريني را به کودکان هديه مي کردند. يکي از زنان کهنسال کردستاني نيز گفت: در سال هاي گذشته و در ايام خشکسالي سالي دو يا سه بار بووکه بارانه را درست مي کرديم و همه دختران با هم با شادي و خوشحالي به دنبال آن به خانه ها سر مي زديم. بهيه فکري در حالي که قطرات اشک دور چشمان کم سويش حلقه بسته بود، افزود: در حالي که در آن زمان ما دختران بسيار محدود بوديم و نمي توانسيم بدون اجازه مادرانمان به هر جايي برويم، با بووکه باران تمام شهر را مي گشتيم و سپس با هداياي زيادي به خانه هايمان مي رفتيم. وي اضافه کرد: برخي دخترها سليقه بسيار خوبي براي تزيين و ساخت بووکه بارانه داشتند و برايش از پارچه هاي خوش رنگ با نخ و سوزن پيراهن، دستمال، سيخمه و ... مي دوختند. امروزه بووکه بارانه با تمام زيبايي هايش ديگر رنگ و بوي آن چناني در بين کودکانمان ندارد و اين آيين زيبا نيز مانند بسياري ديگر از آيين هاي کهن و قديمي که با باورها و اعتقادات مردم عجين شده بود، جاي خود را به تماشاي فيلم هاي کارتوني و بازي هاي کامپيوتري داده است. در حالي که زندگي ماشيني باعث شده بسياري از آيين هاي ما رنگ ببازند و ديگر کمتر کسي هم سراغي از آنها بگيرد، اما از طرفي ديگر مشکلاتي مانند خشکسالي و کم آبي همچنان روز به روز بيشتر مي شود و ما به سبب جدايي از آيين هاي ديرينه خود، هيچ گزينه اي براي نهادينه کردن فرهنگ حفاظت از منابع آبي و تقدس آب اين مايه حيات نداريم. لازم است که کارشناسان و متوليان امور فرهنگي کشور تاملي دوباره در مورد احياي آيين هاي سنتي و قديمي داشته باشند که نياکان ما در هنگام بروز خشکسالي ها چگونه با برگزاري آيين هايي مانند بووکه بارانه، جامعه سنتي خود را درگير اين مشکل مي کردند و کودکان را از همان دوران کودکي با مشکل کم آبي و خسارت هاي ناشي آشنا مي کردند و از طرفي ديگر با چنين آيين هايي ضمن پرکردن اوقات فراغت و فراهم کردن محيط شاد براي کودکان، خلاقيت و نوآوري را نيز به آنها ياد مي دادند.




نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

طنین نوای مولودی خوانی در دارالاحسان/ بزرگترین مولودی خوانی کشور

همه چیز «درباره یک توپ»/نمایشی از یک واقعیت

ترافیک را درس دهیم - وریا کرمی*

چرخش واقعیت در«اتوبان سکوت»/زخم ماندگار از جنگ

به شمارش افتادن نفس درختان بلوط/ آغاز انقراض ششم در کردستان

بن‌بست عاطفی از علل خودکشی در جوانان است

توسعه گردشگری با رنگ و بوی بومی و فرهنگی

استرس در میان سالی موجب کوچک شدن مغز می شود

مردم منطقه‌ای که هم اهل این کشورند و هم آن کشور

رنج روستاهای قروه از ضعف زیرساختی/تسریع در اقدام عملی

دبه به دستان دغدغه مند

تجلی خوشنویسی در کُنج دستفروشی

ورود فاضلاب به زریبار ادامه دارد/ نسخه پیچی جدید برای نجات تالاب

پرینترهای سه بعدی برای تولید استیک وارد رستوران ها می شوند

70 کودک نایسری بی‌شناسنامه هستند

یاد نیمکت‌های سه نفره و گچ و تخته سیاه بخیر...

شادی و نشاطی از جنس دانایی

تغییری از جنس تضییع

اضطراب مسیر مدرسه

پنج روش مؤثر برای خالی کردن حافظه گوشی‌ های اندرویدی

وجود سینماگران توانمند و موفق، اما حمایت‌های حداقلی!

بخت گشایی در کف خیابان

کودکانه‌های گمشده در زنانگی‌های تحمیلی

"گلین" عروس منطقه ژاوه‌رود کردستان

بی بازاری جمعه بازار خاتون!

چشمه های معدنی، ظرفیت های ارزشمند فراموش شده

جلسات، آفتی بر جان مدیران و مردم

من فقط یک خبرنگارم...

گورستان خوابی! آسیبی جدی در بین کارتن خواب‌ها

گل هایی که در خواب پرپر شدند

شرایط سخت تولید موادخوراکی در مریخ

توسعه پایدار قیچی و حذف ردپای نفت از منابع آبی کردستان

نهاد داوری از تئوری تا عمل - ایرج نگهدار*

کوچ آسیب‌های اجتماعی از زیر پوست شهر

آرش جمعه زنگ نزد!

گذری بر وضعیت مراکز غیر دولتی توانبخشی در کردستان

ناشنوایی سیستماتیک در حل مشکلات

دست فروشی یا مغازه به دوشی -

پیشاهنگی خلق فرصت و ثروت در کردستان به جوانان سپرده شد

بازار قدیمی عصر صفوی از سکه افتاده

بانویی که تابوشکن شد

ره سدهای کردستان به ترکستان

مشاغل خانگی فرصتی برای رونق بازار "صنایع چوبی"

روستاییان کردستان دیر به شهر می رسند - عبدالله رحمانی*

ترافیک جشنواره‌ای در کردستان

یاد بگیرید که به درون خود گوش کنید

شوکت شیان در تلالو طلای سرخ کردستان خودنمایی می کند

بزن مرشد که یادت بخیر... به بهانه روز فرهنگ پهلوانی و ورزش زورخانه ای

بختک گرد و غبار به جان کردستان افتاد

جام جهانی 2018 و زیست اجتماعی شهروندان