آخرين مطالب

انبوه موانع در معابر شهر بر سر راه معلولان مقالات

انبوه موانع در معابر شهر بر سر راه معلولان

  بزرگنمايي:

گذشته از اينکه يک روز در سال زماني ناکافي براي توجه ويژه به معلولان است، هدف از نامگذاري اين روز اقدامي براي ارتقاء رشد اذهان عمومي درباره مسائل مربوط به معلوليت هاي مختلف و افزايش آگاهي هايي بوده است كه مي بايست از مساله پيوستن افراد معلول در تمامي جنبه هاي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي زندگي منتج شود.

شعار روز معلولان در سال 2013 به اين قرار بود «موانع را برداريم، درها را بازکنيم براي ايجاد جامعه اي فراگير و متعلق به همه»، يقيناٌ اين شعار بار معنايي فراوان و مثبتي را القا ميکند و اين سوال را در ذهن تداعي مي کند که چه تعداد از اين موانع برداشته شده است؟

بديهي است تنها در صورت وجود پاسخي روشن و قانع کننده، جامعه معلولان قلباً پذيراي برنامه هاي اين روز با شعاري نو در سال 2014 که «توسعه پايدار، نويد فناوري» است، خواهند بود، گذشته از اينکه موانع فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي بسياري بر سر راه توسعه خدمات قابل ارائه به معلولان براي حذف و يا دست کم تقليل محدوديت ها وجود دارد، موانعي ملموس در سطح شهر ساده ترين تردد هاي روزمره جامعه معلولين را تحت تاثير قرار داده است، اين نوشتار تصميم دارد تا معناي لغوي و نه اصطلاحي برداشتن موانع را از معابر محل گذر شهروندان و با تاکيد بر جامعه معلولان بررسي نمايد چرا که ارتقاي ساير خدمات جز در هموار کردن راه عبور اين گروه از شهروندان براي حضور بيشتر در بطن جامعه نيست.

بسياري از ما بارها وقتي براي انجام دادن امورات شخصي زندگي به اماکن مختلف نظير مراکز خريد، مراکز ميوه و تره بار، بانک ها، ادارات و ... مراجعه کرده ايم با صحنه زير روبه رو شده ايم:

در ابتداي راه پله طولاني با ارتفاع پله هاي نا متناسب و با سنگ هايي با لبه تيز که حتي از دور نگاه را مي خراشد با احساسي سرد و شايد شرمسار: "متشکرم، کافي است، باعث زحمت شدم جوان بقيه را خودم خواهم رفت«. پله ها را که به کمک همنوعانش پشت سر مي گذارد چالش هاي بعدي يکي بعد از ديگري نمايان مي شود، چالش عبور از آستانه درب ها، چالش قامت آرايي در جلوي ميز مرتفع خدمت و ... گاه ممکن است آسانسوري وجود داشته باشد تا لبخند کوتاه مدتي را براي او به ارمغان بياورد، بالاخره مي توان از آسانسور استفاده کرد و عرق ناخواسته شرم را بر جبين احساس نکرد، ويلچر را به سمت آسانسور مي راند کمي از روي صندلي بلند مي شود تا با دستاني که نشان از ترکش خمپاره دارد درب آسانسور را باز کند.

درب آسانسور باز مي شود. ويلچر را به داخل آسانسور هدايت مي کند ولي درب آسانسور باريک تر از آن است که بتوان با آن صندلي در آن جاي گرفت.

چاره اي جز انصراف ندارد. يکي از کارمندان کارش را انجام مي دهد ليکن دو روز بعد بايد مجدداٌ براي پيگيري شخصا حضور يابد.

با همان زحمت قبلي از آستانه در ورودي بيرون مي آيد و باز هم پله ها. دو نفر ديگر او را با صندلي پايين مي آورند و او باز هم اندوهگين مي شود.

بايد عرض خيابان را رد کند تا سوار تاکسي شود و به خانه برگردد، به ديگران نگاه مي کند که لابه لاي اتومبيل ها مي خزند تا به زحمت و با اندکي دلهره به آن طرف خيابان برسند، گاه گاهي قيژ قيژ صداي ترمز اتومبيل ها و بعد از عنايت شهروندان به يکديگر براي يافتن مقصر که آيا راننده تعجيل کرده يا عابر تاخير! وسط بلوار نرده هاي بلند قد برافراشته اند.

کمي بالاتر پل عابر پياده اي با ظاهري شکيل چشم را مي نوازد، به سمت پل مي رود، عرض پله ها کم است و در ابتداي هر کدام دو سه پله سنگ و سيمان وجود دارد که نه تنها براي او که با ويلچر تردد مي کند بلکه استفاده از آن براي ديگر معلولان نيز مصائبي به دنبال دارد.

به خاطرات دوران 8 سال دفاع مقدس فکر مي کند زماني که براي عبور همرزمانش از ميدان مين چه جانهايي که فدا مي شد تا پلي انساني جهت گذر به موقعيتي براي برتري بر دشمن فراهم شود و به پاهايش نگاهي مي اندازد، در دل شادمان که نبود پاهايش منجر به آزادي کشورش شد و آنها را بي جهت فدا نکرده است و در ظاهر خسته چرا که ديگر توان حرکت ويلچر را ندارد اما همت بلندش و آرمان هاي مقدسش به وي انرژي وافري داده است، تصميم مي گيرد تا جايي که نرده ها تمام مي شوند برود.

حالا داستان سخت سوار شدن به تاکسي و باز هم نياز به کمک دو نفر و معطلي ديگر مسافران با نگاه هاي سنگينشان ...از بيرون آمدن از منزل پشيمان مي شود.

راه رفتن در خيابان هاي شهر شلوغ ساده نيست. پستي و بلندي و چاله ها، پله هاي کوتاه و بلند کم عرض، پياده روهاي گاهاً حفاري شده، نرده هاي وسط بلوارها، آسانسورهاي کم تعداد و کوچک و غير اصولي و هزار مشکل ديگر باعث مي شوند که نه تنها معلولان، بلکه تمام شهروندان سالم نيز از اين دشواري ها بي نصيب نمانند.

حال اينکه جانبازان 8 سال دفاع مقدس که با نقص عضو مواجه شده اند، روشندلان که عصاي سفيد به دست دارند و يا حتي جواناني که ممکن است در اثر يک سانحه دچار نقص عضو شده باشند و ميله هاي سرد عصا همدم دستان گرم پر از جواني و نشاطشان براي تردد هاي روزمره شده است، چگونه مي توانند نيازهاي روزمره را در خيابان هاي شهر رفع و رجوع کنند، خود معمايي است دشوار که حل آن نيازمند چاره انديشي مسئولان ذيربط است.

مصوباتي در نظام مهندسي، مسکن و شهرسازي و نهاد هاي مرتبط با توسعه شهري سالها قبل به تصويب رسيده است و گوياي اين مطلب است که در کليه طرح هاي عمراني، شهرك سازي و مجتمعهاي مسکوني و ساختماني سراسر کشور اعم از اينکه توسط دستگاه هاي دولتي و وابسته به دولت و شهرداريها و يا بخش خصوصي تهيه گردند، رعايت ضوابط که شامل ضوابط برنامه ريزي و طراحي براي تسهيل حرکت معلولين در سطح شهر مي باشد، الزامي بوده و کليه مراجع مسئول تهيه، بررسي و تصويب و اجراي طرح هاي توسعه شهري، شهرك سازي و مجتمع هاي ساختماني و مسکوني موظفند در مراحل مختلف تصويب و صدور پروانه و نظارت ضوابط مذکور را رعايت کنند.

قوانين موجود در نظام مهندسي را که ورق مي زنيم اگر بتوانيم براي مثال وجود مطب متخصصين قلب و عروق را در طبقه هاي فوقاني مجتمع هاي خدماتي بدون آسانسور که شايد به دليل چشم انداز بهتر اين طبقات باشد و کوچکترين توجه اي به جامعه مخاطب بيماران قلبي عروقي نشده باشد، ناديده بگيريم و يا حتي نهادهايي را در که عموماٌ ارباب رجوع کثيري را ميزبان نيستند کنار بگذاريم، نخواهيم توانست آپارتمان ها، برج ها، بيمارستان ها، ساختمان هاي اداري نظير بانک ها و صدها ابنيه را که در شهرهاي استان کردستان ساخته مي شوند بي آنکه اصول و مقررات تصويب شده را رعايت کرده باشند و پايان کار نيز مي گيرند ناديده بگيريم، چرا که ناديده گرفتن اين ساخت و ساز ها در واقع ناديده گرفتن حقوق گروه بزرگي از شهروندان است، گذشته از اينکه دليل معلوليت مادرزادي بوده است و يا در اثر سانحه و يا نقش آفريني در دفاع مقدس و نائل آمدن به درجه رفيع جانبازي، اين گروه از شهروندان نيز حقوقي دارند که بايد طبق موازين مشخص شهرسازي ديده شود و تمام و کمال در جهت کاستن از مشکلات آنان استيفا شود.

در طراحي کلي ساختمان هاي عمومي و محيط شهري ضوابط و مقرراتي از قبيل هم سطح بودن ورودي ساختمان با پياده رو، تعبيه علايم در محل عبور معلولان، عدم استفاده از کف پوش هاي لغزنده، ايجاد سطح شيب دار با شيب مناسب براي اتصال اختلاف سطوح، تعبيه پله با عرض کف مناسب، مسقف کردن سطوح شيبدار، لزوم تعبيه حداقل يک آسانسور قابل استفاده براي معلولان با ويلچر، ايجاد سرويس هاي بهداشتي مخصوص معلولان با استانداردهاي موجود، نصب چراغ راهنمايي تحت کنترل معلولين در معابر پر تردد، تجهيز وسايل نقليه عمومي به بالابر مکانيکي، وجود علايم صوتي و بصري براي ناشنوايان و نابينايان و ...  به تصويب رسيده و عدم رعايت آن ها تخلف از قانون به حساب مي آيد اما... يا همان معدود به اصطلاح تسهيلاتي که در شهر براي عبور و مرور معلولان ايجاد شده است آنچنان غير استاندارد است که يک شهروند سالم نيز نمي تواند به سهولت از آن ها استفاده کند.

البته در اين ميان يکي از نهاد هايي که به وضوح فعاليت هاي چشمگيري را در تسهيل تردد معلولان گرانقدر صورت داده است، پليس راهنمايي ورانندگي است که از جمله اين فعاليت ها مي توان به ارائه خدماتي نظير مجاز ساختن بخشي از حاشيه معابر براي پارک اتومبيل هاي ويژه با پلاک معلولين و اختصاص جريمه در صورت پارک اتومبيل هاي با پلاک معمول، تجهيز خودروهايي با صندلي راننده گردان براي تسهيل در سوار و پياده شدن بر ويلچر و ايجاد بستر قانوني براي تغيير وضعيت اتومبيل ها متناسب با وضعيت معلوليت فرد اشاره کرد.

از طرفي نگاه عموم جامعه نبايد به اين شکل باشد که معلوليت پديده اي ست که گريبانگير عده اي خاص شده است و اين عده خاص تحت هر شرايطي مجبورند خود را با اين مشکل وفق دهند، غافل از اينکه مشکلات جسمي و حرکتي هر لحظه ممکن است در کمين هر کسي باشد. ؛ يعني جداي از افراد داراي معلوليت و ناتواني (مثل جانبازان و معلولين مادرزاد)، طيف گسترده‌اي از آحاد جامعه مانند زنان باردار، کودکان، مادراني که با کالسکه کودکان خود را جابجا مي‌کنند، سالمندان و افرادي که دچار عارضه‌هائي چون رماتيسم، مشکلات قلبي، فرسايش مفاصل هستند در مواجهه با موانع فيزيکي و معماري در محيط‌هاي عمومي هستند و در نتيجه قاطعانه مي‌توان گفت توسعه و ايجاد محيط‌هاي مناسب سازي شده و قابل دسترس، براي همه آحاد جامعه لازم و ضروري است.

روز جهاني معلولان گرامي باد، اما اي کاش معلولان به جاي روزي ميان ورق هاي تقويم و شعاري بر بيلبوردهاي تبليغاتي، مکاني براي تردد ايمن در خيابان ها داشتند.




نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

طنین نوای مولودی خوانی در دارالاحسان/ بزرگترین مولودی خوانی کشور

همه چیز «درباره یک توپ»/نمایشی از یک واقعیت

ترافیک را درس دهیم - وریا کرمی*

چرخش واقعیت در«اتوبان سکوت»/زخم ماندگار از جنگ

به شمارش افتادن نفس درختان بلوط/ آغاز انقراض ششم در کردستان

بن‌بست عاطفی از علل خودکشی در جوانان است

توسعه گردشگری با رنگ و بوی بومی و فرهنگی

استرس در میان سالی موجب کوچک شدن مغز می شود

مردم منطقه‌ای که هم اهل این کشورند و هم آن کشور

رنج روستاهای قروه از ضعف زیرساختی/تسریع در اقدام عملی

دبه به دستان دغدغه مند

تجلی خوشنویسی در کُنج دستفروشی

ورود فاضلاب به زریبار ادامه دارد/ نسخه پیچی جدید برای نجات تالاب

پرینترهای سه بعدی برای تولید استیک وارد رستوران ها می شوند

70 کودک نایسری بی‌شناسنامه هستند

یاد نیمکت‌های سه نفره و گچ و تخته سیاه بخیر...

شادی و نشاطی از جنس دانایی

تغییری از جنس تضییع

اضطراب مسیر مدرسه

پنج روش مؤثر برای خالی کردن حافظه گوشی‌ های اندرویدی

وجود سینماگران توانمند و موفق، اما حمایت‌های حداقلی!

بخت گشایی در کف خیابان

کودکانه‌های گمشده در زنانگی‌های تحمیلی

"گلین" عروس منطقه ژاوه‌رود کردستان

بی بازاری جمعه بازار خاتون!

چشمه های معدنی، ظرفیت های ارزشمند فراموش شده

جلسات، آفتی بر جان مدیران و مردم

من فقط یک خبرنگارم...

گورستان خوابی! آسیبی جدی در بین کارتن خواب‌ها

گل هایی که در خواب پرپر شدند

شرایط سخت تولید موادخوراکی در مریخ

توسعه پایدار قیچی و حذف ردپای نفت از منابع آبی کردستان

نهاد داوری از تئوری تا عمل - ایرج نگهدار*

کوچ آسیب‌های اجتماعی از زیر پوست شهر

آرش جمعه زنگ نزد!

گذری بر وضعیت مراکز غیر دولتی توانبخشی در کردستان

ناشنوایی سیستماتیک در حل مشکلات

دست فروشی یا مغازه به دوشی -

پیشاهنگی خلق فرصت و ثروت در کردستان به جوانان سپرده شد

بازار قدیمی عصر صفوی از سکه افتاده

بانویی که تابوشکن شد

ره سدهای کردستان به ترکستان

مشاغل خانگی فرصتی برای رونق بازار "صنایع چوبی"

روستاییان کردستان دیر به شهر می رسند - عبدالله رحمانی*

ترافیک جشنواره‌ای در کردستان

یاد بگیرید که به درون خود گوش کنید

شوکت شیان در تلالو طلای سرخ کردستان خودنمایی می کند

بزن مرشد که یادت بخیر... به بهانه روز فرهنگ پهلوانی و ورزش زورخانه ای

بختک گرد و غبار به جان کردستان افتاد

جام جهانی 2018 و زیست اجتماعی شهروندان